آخرین برگ از نظر من یک شاهکار ادبی ستاثر ا هنری
من فکر میکنم نوشتن یک داسان کوتاه به مراتب سخت تر از داستان بلند است. چرا که در داستان بلند این فرصت را داری با معرفی دقیق شخصیت ها و مکانها ر خواننده را بهتر با داستان همراه کنی اما در داستان کوتاه این طور نیست و فقط یک نویسنده چیره دست میتواند داستان کوتاه را طوری بنویسد که خواننده از داستان لذت ببرد و همه شخصیت ها و مکانها را در ذهن خود متصور شود.آخرین برگ این قابلیت دارد که در کوتاهترین شکل ممکن این لذت را به خواننده بدهد تا بتواند ساعتها غرق
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
اگر کسانی هستند که شما را دوست دارند
خدا را یک بار شکر بگویید
و اگر شما هم آنها را دوست دارید
خدا را هزار بار شکر بگویید
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
انسان بیش از آنکه از مرگ بهراسد از انزوای محضی که مرگ را همراهی میکند، میترسد. ما میکوشیم زندگی را دو نفری تجربه کنیم ولی هر یک از ما مجبوریم تنها بمیریم. کسی قادر نیست با ما یا به جای ما بمیرد.
«نیچه: "کسی که چرایی که در زندگی دارد با هر چگونه ای خواهد ساخت."»
آخر چه چیز طلایی میتواند در مردن باشد؟
سعی کن بفهمی چیزی که طلایی است نه مرگ، که به تمامی زیستن زندگی است به رغم رویارویی با مرگ.
نقل از کتاب: زندگی با عشق زیباست
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
با دستان کوچکشان شادی کوچکی که با خود هدیه برده ای از دستت میگیرند
این هدیه ها آنقدر کوچک و سبک بودند که کافی بود رهایشان کنی تا سر از آسمان درآورند
اما آنها آنقدر بزرگ بودند که کوچکی هدیه ما را به رویمان نیاورند
وقتی با شوق به سمت ما دویدند، تا شادی بزرگتری به ما هدیه کنند ...
خدیجه نگهداری
۱۶اسفند/ آسایشگاه کهریزک/ بخش کودکان
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
در صورتی که، "دوست داشتن" به ما زنگ می زند .
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی