خرید بک لینک
آخرین برگ از نظر من یک شاهکار ادبی ستاثر ا هنری من فکر میکنم نوشتن یک داسان کوتاه به مراتب سخت تر از داستان بلند است. چرا که در داستان بلند این فرصت را داری با معرفی دقیق شخصیت ها و مکانها ر خواننده را بهتر با داستان همراه کنی اما در داستان کوتاه این طور نیست و فقط یک نویسنده چیره دست میتواند داستان کوتاه را طوری بنویسد که خواننده از داستان لذت ببرد و همه شخصیت ها و مکانها را در ذهن خود متصور شود.آخرین برگ این قابلیت دارد که در کوتاهترین شکل ممکن این لذت را به خواننده بدهد تا بتواند ساعتها غرق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 3:00

آخرین برگ از نظر من یک شاهکار ادبی ستاثر ا هنریمن فکر میکنم نوشتن یک داسان کوتاه به مراتب سخت تر از داستان بلند است. چرا که در داستان بلند این فرصت را داری با معرفی کامل شخصیت ها و مکانها ر خواننده را بهتر با داستان همراه کنی اما در داستان کوتاه این طور نیست و فقط یک نویسنده چیره دست میتواند داستان کوتاه را طوری بنویسد که خواننده از داستان لذت ببرد و همه شخصیت ها و مکانها را در ذهن خود متصور شود.آخرین برگ این ویژگی دارد که در کوتاهترین شکل ممکن این لذت را به خواننده بدهد تا بتواند ساعتها غرق این لذت باشد. + نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۴/۱۴ ساعت توسط خدیجه نگهداری  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:08

بسم الله الرّحمن الرّحیم"فرزند ما از ما جدا نیست، او خود ما است اما در اندازه ای کوچکتر."این جمله روی جلد کتاب "من دیگر ما" مرا یاد حرف یک آقای روانشناس کودک در تلویزیون می اندازد. او می گفت یک بار که با دوستم که از بازیکنان بسکتبال است رفتم سر تمرین، وقتی که بین آنها قرار گرفتم، خیلی احساس بدی به من دست داد چون تفاوت قد من و آنها خیلی زیاد بود، به زور تا سرِ شانه آنها میرسیدم، و این خُلق مرا تنگ کرده بود و فضا برایم قابل تحمل نبود. یاد بچه ها افتادم که بین ما آدم بزرگها یک همچین حسی دارند. وای وقتی که آنها را به بازار میبریم و در شلوغی دستشان را می کشیم و این طرف آن طرف میبریم، چقدر کلافه میشوند چقدر به آنها سخت میگذرد. میتوانستم درک کنم چقدر حس بدی است. او می گفت: "وقتی بچه میگوید مامان (یا بابا) اینجا را ببین، از آن بالا چه چیز را میخواهی ببینیبنشین و از زاویه دید اون به دنیا نگاه کن. "(و باز به یاد کتابی دیگری می افتم که اسمش را دقیق یادم نیست اما می دانم با خواندنش خیلی گریه کردم. گریه ام اول از همه بخاطر بی توجهی به کودک درون خودم و دوم به خاطر همه آسیبهایی بود که ناخواسته و به خاطر عدم آگاهی  به کودکان دور و اطرافم زده بودم)عدم شناخت ما از روحیه کودکان و دنیای آنها گاه باعث می شود ناخواسته رفتارهای بی رحمانه ای با آنها داشته باشیم. می خواهید درباره کتاب" منِ دیگر ما" بدانید؟ "منِ دیگر ما" مجموعه چندجلدی در تربیت فرزند است که مخاطب آن عموم پدران و مادران هستند. نویسنده آن محسن عباسی ولدی است و  انتشارات آیین فطرت آن را منتشر کرده است.این مجموعه بدون این که به سطح علمی مباحث لطمه ای وارد شود با پرهیز از  عبارت پردازی های علمی، مطالب را به گونه ای نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 13:26

 وای سه ساعته منو اینجا کاشته، آخه آدم اینقدر بد قول. من که خیلی آدم  ontime ای هستمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 13:26

فکر نکنید من با زندگی با سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم؛ خیر. من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم. من هم سالهای سال در یکی از دانشکده های هنری، درس خواندهام... موسیقی کلاسیک گوش دادهام... من هم سالها با جلوهفروشی و تظاهر به دانایی زیستهام. ریش پروفسوری و سبیل نیچهای گذاشتم و کتاب «انسان تک ساحتی» «هربرت مارکوز» را طوری دست گرفتم که دیگران جلوه آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: «عجب! فلانی چه کتابهایی میخواند. معلوم است خیلی میفهمد.» اما بعد، خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشید که ناچار شدم رودربایستی را نخست با خودم، سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم تظاهر به دانایی، هرگز جایگزین دانایی نمیشود. و حتی از این بالاتر؛ دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیآید. باید در جستجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس طالبش باشد، آن را خواهد یافت.#شهید  #سید_مرتضی_آوینی  + نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۶/۲۳ ساعت توسط خدیجه نگهداری  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 13:26

اسم عروسک دوستم کامبیزه (یه میمون شیطون) . بهش گفتم حالا چرا کامبیز؟گفت بیا توی چشمهاش نگاه کن ببین اسم دیگه ای میشه روش گذاشت!بعد به رزیتای خودم (عروسک نازم) فکر کردم، دیدم راست میگهدوستم گفت وقتی میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 16:12

هستی شده ست در ازل از آنِ فاطمههستی که نیست در خور ایمان فاطمه چرخ فلک که مات جلالش من و توایمدستاس کهنه ای ست به دستان فاطمه آوردن پیام الهی بهانه بود جبریل بود در طلب نان فاطمه گفتم شور عشق کجا یافادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 16:12

اگر کسانی هستند که شما را دوست دارند

خدا را یک بار شکر بگویید

و اگر شما هم آنها را دوست دارید

خدا را هزار بار شکر بگویید

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 17:08

انسان بیش از آنکه از مرگ بهراسد از انزوای محضی که مرگ را همراهی میکند، میترسد. ما میکوشیم زندگی را دو نفری تجربه کنیم ولی هر یک از ما مجبوریم تنها بمیریم. کسی قادر نیست با ما یا به جای ما بمیرد.
«نیچه: "کسی که چرایی که در زندگی دارد با هر چگونه ای خواهد ساخت."»
آخر چه چیز طلایی میتواند در مردن باشد؟
سعی کن بفهمی چیزی که طلایی است نه مرگ، که به تمامی زیستن زندگی است به رغم رویارویی با مرگ.

نقل از کتاب: زندگی با عشق زیباست

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 17:08

" افسون زبان:بعضی از زبان شناسان معاصر گفته اند كهاگر کاربرد زبانی شخص تعالی پیدا کند،رفتارهای او نیز سنجیده تر و فاخرتر خواهد شد.برنارد شاو در نمایشنامۀ پیگمالیون،که فیلم سینماییِ بانوی زیبای من با اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 17:08

احتمالا همه شنیده ایم که مادر و پدرها به ما می گویند: "عجب دوره زمانه ای شده. ما به سن شما بودیم، پایمان هم جلوی پدر مادرمان دراز نمی کردیم. " و ...و به کرات دیده ایم نظر ما هم درمورد نسل جدید دهه 80 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 17:08

داشتم به ساختن یک مجموعه کوچک فکر میxadکردم. میxadخواستم آن را دقیقا شبیه یک کتابخانه واقعی در بیاورم.برای فراهم آوری و خرید مجموعه ام نیاز به کمک داشتم. کتاب "مجموعه سازی و خدمات تحویل مدرکِ" آقای محسنی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 17:08

همه کودکانه هایت را یکجا جمع میکنی تا تو را به جمع خود بپذیرند

با دستان کوچکشان شادی کوچکی که با خود هدیه برده ای از دستت میگیرند
این هدیه ها آنقدر کوچک و سبک بودند که کافی بود رهایشان کنی تا سر از آسمان درآورند
اما آنها آنقدر بزرگ بودند که کوچکی هدیه ما را به رویمان نیاورند
وقتی با شوق به سمت ما دویدند، تا شادی بزرگتری به ما هدیه کنند ...
خدیجه نگهداری
۱۶اسفند/ آسایشگاه کهریزک/ بخش کودکان


برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 13:58

زندگی، سراسر انتخاب است من شادی را انتخاب میxadکنمنه برای اینکه انسانxadهای شاد زیباترند نه برای اینکه میxadخواهم خودم را انسان بااعتمادبنفسی نشان دهمنه برای اینکه لحظه هایی که شاد بوده xadام بهترین لحظات زندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 13:58

می دانی مشکل چیست! این که ما دنبال دوست داشتن در تلگرام و واتس اپ می گردیم

در صورتی که، "دوست داشتن" به ما زنگ می زند .

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 13:58

صفحه بندی